
یه تصویری از خواب یه چند مدت پیش به یادم مونده که توی نوت موبایلم نوشتم .. این مدت خواب زیاد دیدم ولی یادم نمی مونه خیلی کمرنگ یه چیزی میاد جلوی چشمم و محو میشه .. کلی افسوس خوردم این روزها ... ولی اون خواب :
(کاش همون موقع نوشته بودم باز کلی تصویر یادم رفت ! ) از یه جاییش یادمه از پشت و کمی از بالا در تاریکی شب خودم رو با لباس سیاه سوار یه موتور خفن می دیدم که توی جاده داره با سرعت میره و هی می پیچه ! عین اوایل جاده کندوان از سمت کرج ! و روی این تصویر صدای انگار گوینده ای بود که داشت اتهامات این آدم رو می گفت . نوعی تهمت ، افترا و نگاه سرزنش گر دیگران رو نسبت به این آدم ! و به نظر می رسید این صحنه سمبل و نشانی از فرار کردنه این طرفه از زیر بار این اتهامات ! و صحنه ی دیگری که ازش یادمه این بود که داشتم این خواب رو واسه کسی تعریف می کردم و اون برام تفسیر می کرد که ناخودآگاهت آشوبه و چه خبره و اینها نشان از چیه و باز هم در اون تفسیر ، باری از گناه و اتهام در واقعیت رو حس می کردم ! خیلی راحت نیستم که بگم اون روزها درگیر چه مسایل و حرفهایی با چه کسانی بودم ! همین دیگه !