خواب نمایه

سعی می کنم غبار صبحگاهی ِ نشسته بر آینه ی خواب هایم را بگیرم و به دنیای ناخودآگاهم پا بگذارم!

خواب نمایه

سعی می کنم غبار صبحگاهی ِ نشسته بر آینه ی خواب هایم را بگیرم و به دنیای ناخودآگاهم پا بگذارم!

S-19

با اینکه وید کنار رفته و می دونم خواب های زیادی می بینم ولی جز یک تصویر صبح ها چیزی یادم نمیاد و در عجبم از تشریح و توصیف مبسوط خواب های الگا و سانی ...

با این حال این تصویر هم مال چندی پیش بود :

صدای در میاد .. خونه شهسواره .. ولی فرم پله ها فرق می کنه .. میرم پایین دم در می بینم یه سری آدم اومده تو حیات .. انگار تهرانی ان .. یکی میگه چیزی زدین ؟ یکی با سک نگام می کنه میگه آره زیره ! یکی دیگه میگه از خودمونه .. خیالت جمع .. میرم بالا .. راهرو باریک و تاریک .. از دو سوی دیوارها صورت های ترسناک اجنه به حالت فریاد به سمتم هجوم میارن که بترسونن منو ... ولی بی تفاوتی و خونسردیم بیشتر از هولیه که تو دلم ایجاد می کنن .. 


یه تصویر دیگه هم خیلی وقت پیش دیده بودم که بعدها دیدم چقدر شبیه یکی از کاورهای آلبوم موسیقیه :

یه ساحل بزرگ .. هوا در گرگ و میش قبل از طلوع آفتاب ، آسمون کمی ابر هم داره .. سراسر ساحل تخت های فلزی یه نفره .. روشون انگار زن هایی لخت خوابیدن و روشون ملحفه ی سفیدی کشیده شده که با باد حرکت می کنن کنار میرن ...هوا سرده ...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد