یه توضیح کوتاه بدم که شکم این وبلاگ تو شروع کار خالی نباشه ! جریان اینه که بعد از تجربه های یکی دو سال گذشته و به خصوص در یک دوره ای این اواخر شدیداْ کنجکاو خواب هام شدم .. بخش بزرگی ازشون رو فراموش می کردم و می کنم ولی چیزهایی گاهاْ یادم میاد که فکر کردم نوشتن شون و آرشیو کردن شون می تونه برای بررسی و تحلیل های روانکاوی احتمالی آینده مفید باشه جدای از اینکه همینطور خوندن و دیدن شون خالی از لطف و هیجان و گاه شگفتی نیز نیست ! دیشب بعد از اون شب ناخوشایند در خونه آرمان با اون مهمون های زوری ! خواب شنا کردن در دریا و زیر آبی و مواجه شدن با یک جسد معلق در زیر آب رو دیدم که مات مونده بودم و نگاش می کردم ! (نمی دونم از شدت آشنایی و ناباوری بود یا ... ) این که هیچ، به زودی سر فرصت و حوصله ابتدا یک سری خواب های گذشته رو می نویسم و از این پس سعی می کنم اگر خواب قابل ذکری به یادم موند با اشاره به اتفاقات مهم و احتمالاْ تأثیرگذار روز و شب قبلش و تعریف شرایط و موقعیت خواب بنویسم . حتماْ مفید خواهد بود .